أيوب صبري باشا (پاشا) (مترجم: عبد الرسول منشى)
73
مرآة الحرمين (سفرنامه مكه) (فارسى) ( چاپ مركز پژوهشى ميراث مكتوب ، 1382 ش )
هزار حاجى و زائر آمده در محلّات جاى گرفتند و هم در حرم شريف در كمال آسايش محل عبادت پيدا نمودند . سنهء مرقومه حجّ اكبر شد به تخمين تقريبى متجاوز از پانصد هزار ( 000 خ 500 ) حاجى آمده بود كافّهء اينها بدون زحمت به [ طواف ] ، طاعت و عبادت مشغول [ و به جماعت واحده نماز مىكردند ] و در بازارها مستريحا سير و حركت مىكردند . جامعه : وجه تلقيب و تسميهاش آن است كه نقطهء مجمع اقسام اقوام مسلمين و انواع قبائل موحّدين است . در روى زمين هرقدر اجناس مختلفهء مسلمين هستند دينا مجبور مىباشند كه قطعهء مسعوده حجاز [ مغفرت طراز ] را زيارت كنند و به نيّت اداى فريضهء حجّ به آنجانب فيض جالب احرام بند عزيمت شوند و اجناس مختلفهء اسلاميّه را در يك نقطهء واحده مشاهده [ و رويت ] كنند . تنبيه بعض اولياء اللّه كه در اين جمعيّت واقع مىشوند كمال قدرت و عظمت ايزد پاك را ديده حال و شأن مخلوقات را تفكّر مىنمايند و در خيال خود مىباشند ؛ و چون كسانى هم كه دنياپرست هستند بالطّبع در ملاحظهء اولاد و عيال و املاك و اموال خواهند بود . لهذا هر مرد عاقل و فطينى كه در داخل آن جمعيّت بشود عجايب مخلوقات و غرايب مصنوعات الهيّه را ديده [ عبرت و تنبيه گرفته ] و از خواب غفلت بيدار مىشود . انتهى . مباركه : وجه تلقيب اين لقب ظاهر است . مفخّمه : به معنى تفخيم است علاقهء قدر و مزيّت و عظمت كعبة الله باعث تلقيب است . اگر چنانچه به اقوال پيران و سالخوردان مكهء مكرمه اعتنا و دقّت كنيم و در تواريخ عتيقه صحايفى را كه شامل احوال بيت اللّه الحرام است به نظر بياوريم ، خواهيم فهميد كه آن بلده مباركه در زمانهاى قديم به دو سور مجسّم [ بزرگ محاط و ] محدود [ بوده ] و